کساني که با گلدکوئست همکاري ميکنند اکثرشان پول خود را از دست مي دهند و تنها درصد کمي به سود مي رسند. وقتي پولي از راه کلاه برداري به دست بيايد به جامعه لطمه وارد مي شود، چه آن پول از کشور خارج شود و چه در جيب کلاه برداران وطني باقي بماند. در نتيجه بهتر است آن اقليت به سود رسيده را شرکاي غيررسمي و خرده پاي شرکت گلدکوئست قلمداد کنيم.
طبق قوانين گلدکوئست هر مشتري پس از خريدن يک سکه اگر موفق به معرفي دو مشتري به شرکت شود ۵۰ دلار حق الزحمه مي گيرد. در ادامه اگر توانست وزن دو بازوي خود را به ۳ برساند، حق الزحمه اي ۲۰۰ دلاري مي گيرد و از اين به بعد با اضافه شدن ۳ واحد به تعادل (يعني مينيمم وزن دو بازو) ۲۵۰ دلارهاي بعدي به او پرداخت مي شود. اين قانون تا جايي که درآمد او از مرز تعيين شده اي تجاوز نکند اجرا خواهد شد.
محاسبات رياضي نشان مي دهد در خوش بينانه ترين حالت تعداد کساني که هيچ پولي دريافت نمي کنند بيش از ۵۰ درصد، کساني که موفق به دريافت حق الزحمه ۲۰۰ دلاري نمي شوند بيش از ۷۵ درصد، آن هايي که حداکثر دو حق الزحمه اول ( ۵۰ دلار به علاوه ۲۰۰ دلار) را مي گيرند بيش از 85/7 درصد و آن هايي که حداکثر سه حق الزحمه ( ۵۰ دلار به علاوه ۴۵۰ دلار) مي گيرند بيش از ۹۰ درصد کل افرادند. در اکثر اعضاي گلدکوئست با خريد سکه اي ۸۶۰ دلاري که قيمت واقعي اش در حدود ۳۰۰ دلار است وارد بازي شده اند. در اين صورت گرفتن ۵۰۰ دلار، که پس از رسيدن به تعادل ۶ رخ مي دهد، به معني ۶۰ دلار ضرر است و گرفتن حق الزحمه بعدي به معني رسيدن به ۱۹۰ دلار سود است.
۵۶۰ دلار ضرر
بيش تر از ۵۰ درصد
دست کم ۵۱۰ دلار ضرر
بيش تر از ۷۵ درصد
دست کم ۳۱۰ دلار ضرر
بيش تر از 85/7 درصد
دست کم ۶۰ دلار ضرر
بيش تر از ۹۰ درصد
سود کرده ها
کم تر از ۱۰ درصد
اگر فرض کنيم ۵۰۰ هزار نفر، وارد اين فعاليت شده باشند، در بهترين حالت ۲۵۰ هزار نفر ۵۶۰
دلار، ۱۲۵ هزار نفر ۵۱۰ دلار و حدود ۵۴ هزار نفر ۳۱۰ دلار و حدود ۲۱ هزار نفر ۶۰ دلار از دست داده اند. در عوض شرکت گلدکوئست و کمتر از ۵۰ هزار نفر در اين بازي سود کرده اند. البته اکثر سود به گلدکوئست رسيده است و مقدار باقي مانده نيز به شکلي نابرابر تقسيم شده است.
با يک جمع و ضرب ساده به اين نتيجه مي رسيم که هر ما لباخته، به طور متوسط، بيش از ۴۴۳ دلار از دست داده است و در مجموع بيش از ۲۲۱ ميليون دلار وارد جيب کلاه برداران شده است!
استفاده از شبيه سازي کامپيوتري
محاسبات انجام شده در قسمت قبل نشا ندهنده کم ترين مقدار ضرر بود که تنها در حالتي دقيق است که درخت اعضاء کم و بيش منظم رشد کند. آن چه رخ مي دهد چيزي غير از اين است. با توجه به پيچيدگي محاسبات تحليلي، بايد به سراغ شبيه سازي کامپيوتري رفت.
نتايج حاصل از يک شبيه سازي نسبتاً خوب، در زير آمده است:
۵۶۰ دلار ضرر
66/6 درصد
۵۱۰ دلار ضرر
17/4 درصد
۳۱۰ دلار ضرر
7/7 درصد
۶۰ دلار ضرر
2/6درصد
سود کرده ها
5/7 درصد
در اين حالت هر مال باخته، به طور متوسط، بيش از ۵۰۰ دلار از دست داده است و در مجموع بيش از ۲۵۰ ميليون دلار وارد جيب کلاه برداران شده است!
گلدکوئست و همچنين اکثر شرکت هاي مشابه به اعضاي خود توصيه مي کنند که زيرشاخه هاي خود را از بين نزديکانشان انتخاب کنند و به اين ترتيب اگر کسي بخواهد شکايت کند بايد بپذيرد که يکي از نزديکانش که به او بسيار اعتماد داشته، سرش را کلاه گذاشته است و در فرهنگ ما بسياري از افراد آبروي خانواده و فاميل را به ۵۰۰ دلار ترجيح مي دهند و به همين دليل از شکايت صرف نظر مي کنند.
نکته ديگر اين است که اکثر افرادي که در اين بازي ها پولشان را از دست داده اند مدتها خود نيز ديگران را با کمک آموزش هاي پر از دروغ شرکت به وارد شدن در شبکه تشويق کرده اند و اگر از بالادستي خود شکايت کنند، در واقع اعتراف کرده اند که خود هم کلا هبردار بوده اند، ولي کلاه برداري ناموفق!
مسأله بعدي اين است که با توجه به عدم اشراف افراد به وضعيت کلي جامعه و درصد کساني که وارد بازي شده اند، هميشه اين اميد در ذهن يک عضو ضررکرده وجود دارد که بتواند با توسعه زيرشاخه هايش به سود برسد. ولي براي اين کار لازم است تظاهر کند که از فعاليتش در شرکت بسيار راضي است، زيرا ممکن نيست کسي در حالي که شرکت را کلاه بردار و خود را ناموفق معرفي مي کند بتواند فرد جديدي را زيرشاخه خود کند.
نکته آخر، قوانين شرکت و تهديد و تحقير اعضاي ناراضي توسط بالادستي هاست؛ به افراد ناراضي گفته مي شود چون بي عرضه هستيد نتوانسته ايد مشتري هاي لازم را به شبکه اضافه کنيد و اگر بخواهيد از کسي شکايت کنيد و يا عليه شرکت گلدکوئست چيزي بگوييد علاوه بر اين که عضويت شما لغو مي شود در آينده نيز ديگر مورد حمايت بالادستي ها نخواهيد بود. قسمت هايي از قوانين شرکت گوياي اين وضعيت است. يکي از بندهاي قوانين شرکت مي گويد:
اعضاء در هر صورت بايستي وفادار به شركت باقي مانده و نبايستي اطلاعاتي را بر ضد شركت چه شفاهي و چه كتبي منتشر كنند. آنان بايستي همواره احترام مديران شركت را نگهدارند و تخلف از اين امر منجر به لغو عضويت آنان مي شود.
در بندي ديگر آمده است:
اعضاء متعهد به رعايت و اعمال قوانين موجود در قوانين و مقررات هستند. اگر عضوي شاهد تخلف عضوي ديگر از قوانين بود، بايستي مستقيماً به وي تذكر دهد. در صورتي كه مشاهده كننده بخواهد گزارشي در اين رابطه براي شركت ارسال كند، بايستي گزارش خويش را كتباً و با شرح كامل ماوقع بهwww.quest.netشركت ارسال كند يا آن كه فرم اعتراض شركت را از و بسايت شركت به نشاني پياده كرده و پس از تكميل فرم، آن را به نشاني شركت ارسال كند. نام گيرنده نامه بايستي به اينشكل بر روي نامه قيد شود:
attention Network Integrity Department: یا آن که با emailبه نشانی
network.integrity@goldquest.comارسال کند.
اين قوانين در واقع همه اعضاي شرکت را به جاسوس هايي در خدمت شرکت تبديل مي کند!